خرید بک لینک
سلام سلااام

بله بله میدونم قول داده بودم دیر نیام اما بوخودااا نشد . اخه میم از 28 اسفند رفته بود سفر و تا اخرای عید نیومده بود خونه که بتونه براتون بنویسه .

از لحظه ی شیرین تحویل سال براتون میگم که در کنار حضرت حافظ ، درت در کنار مزارش تحویل شد. اصن یه حس خوبی داشت که نگوووو. یه حس عالی که اصن دلم نمیومد از اونجا دل بکنم . روز سال تحویل خیلییی شلوغ بود . تقریبا صف چند صد متری داشت تا بتونیم برسیم داخل حافظیه ولی دو سه روز بعدش که خلوت تر شده بود دوباره رفتم و کنار مقبره اش و به حضرت عشق تفال زدم . یه سفر عالی با کلی هیجان و جاهای دیدنی تاریخی که جز علایقمه و خوراکی های خوشمزه ی هر شهر که خوردم .

بعدشم که عید دیدنی پشت عیدی دیدنی و مهمونی بعدشم که درس داشتم و کارام یکم پیچیده بود بهم تااینکه امروز در این سه شنبه ی دل انگیز تونستم بیام و براتون بنویسم .

برا همتون ارزو دارم اتفاقات قشنگ و خوشحال کننده بیافته و 96 سال فراموش نشدنیه زندگیتون بشه.

96 قشنگم تو لای ایی که مثل 94 بهت بگم قشنگمو پس قدر دان باش و به هممون زیبایی و لبخندهای مداوم هدیه کن . ممنونم :)

تاريخ چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۶سـاعت 0:13 نويسنده میم پررنگ| |

برچسب: نویسنده: یگانه مرادی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 15:20

صفحه بندی