خرید بک لینک

صدای من را از ترمینال میشنوید

زنگ زدم به استادم میگم من اینهمه پیام دادم چراااا یه ری اکشن نداری؟میگه پیام؟شیب؟بام؟کی پیام دادی اصن؟

خلاصه ک حسابی خودشو زد به اون راه.

صبح پا شدم نهار درست کردم بعد لباسامو پوشیدم .۱۱ ونیم نهارم تموم شد ک استادم گفت میتونی ۱۲ دانشکده باشی؟

ینی من اگه لباس پوشیده و اماده نبودم نمیرسیدم سر وقت .واقعا وات د فاز اشتاد.جت شخصی دارم مگه؟

ولی خب در هرصورت به سرعت نور خودمو رسوندم.

کارم ک تموم شد باهاش شد ۱ونیم.سریع رفتم خونه و وسایلو جمع کردم ک به دور همی فامیلیمون برسم.لباس قشنگامو ک میخواستم برا مهمونی بپوشم جا گذاشتم هی حس میکردم یه چیزی جا گذاشتما . تو ترمینال بودم ک دیگه یادم اومد.

ماشین هنوز حرکت نکرده.

هنوز ماشین حرکت نکرده یه مسافر کم داره.ایا به موقع می رسم امشب؟

برچسب: نویسنده: یگانه مرادی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 20:57

صفحه بندی